|
از نگاه ما | ||
|
سلام به همگی عذر می خوام بابت تاخیر، مخصوصا از دوستانی که ناراحت شده بودن! با اجازه تون به جای مطلب اخیر یه شعر می نویسم از حسین منزوی. آبادم و خرابم، دریایم و سرابم هم آتش و هم آبم، هم شب هم آفتابم هم ماه هم پلنگم، هم آب هم نهنگم هم شهد هم شرنگم، هم شیر هم شرابم فارغ زچند و چونم. هم عقل، هم جنونم هم سکته ی سکونم. هم نبض اضطرابم گلزار و گلخنم من، تاریک و روشنم من هم جان و هم تنم من. هم عشق، هم عذابم سودایی از محالم، رویایی از خیالم دنیایی از سوالم، دریایی از جوابم با سادگی، نبوغم. با تیرگی، فروغم هم راست، هم دروغم. هم چهره، هم نقابم هم اینم و هم آنم. هم تیر، هم نشانم هم لوح آسمانم، هم، خامه ی شهابم شرحی شگفت دارم، هم صفر هم هزارم هم، هیچ در شمارم. هم، هست در حسابم من ساز رگ بریده، وآواز ناشنیده هم خواب دیده گنگم ! هم گنگِ دیده خوابم! در پناه حق... به به سلام سال نوتون مجددا مبارک باشه یکی از دوستان جدیدمون راجع به فیلم های نوروز نوشته بودن گفتم بد نیست منم یه اشاره ای بکنم! من که کلا اهل سریال نیستم تو عید هم که اصلا نمیشه تلویزیون دید ولی چندتا از سینمایی ها رو دیدم که شرحی در این باره می نویسم. آها، قبلش بگم که بیشتر قسمت های کلاه قرمزی رو دیدم. امسال واقعا فوق العاده بود. خدا حفظ کنه این ایرج تهماسب و حمید جبلی رو که بعد از سال ها باز هم کلاه قرمزی همون اندازه جذابه. خب بریم سراغ فیلما فیلم خشن و سریع خیلی خوب بود البته بیشتر به خاطر ماشین بازیش و هیجانش دوست داشتم. سرقت از برج هم جالب بود. توریست رو که خیلی دوست داشتم ببینم، دیدم ولی موضوعش خیلی تکراری بود و اصلا خوشم نیومد حیف جانی دپ که تو این فیلم بازی کرد و چقدرم براش گرون تموم شد!!! ولی از همه بهتر دزدان دریایی کارائیب 4 بود که هر چند قبلا دیده بودم ولی دوبله اش هم یه جور دیگه جذاب بود. از فیلم های ایرانی یکی دختر شاه پریون که واقعا این حس رو بهش داشتم چند تا هم تکراری دیدم، ورود آقایان ممنوع که حرفی توش نیست. البته هست ولی اینقدر قشنگ بود که دیگه به خودم اجازه نمیدم انتقاد کنم. به رنگ ارغوان که خیلی دوستش دارم، نمیدونم برای چی؟! ولی جدای از موضوع و بازیگراش که خیلی ازشون خوشم نمیاد فیلم خوش ساختیه. یکی هم دل شکسته. راجع به دل شکسته باید بگم فقط به خاطر بازی خوب بیتا بادران دوستش دارم و تضاد هایی که توی فیلم بود. ولی این فیلم خیلی اذیتم میکنه! اگه گفتید برای چی؟ - به خاطر غیر واقعی بودن داستان و اینکه شبیه فیلم هندی بود؟ - نه بابا اتفاقا نمونه های واقعی زیاد داریم البته شاید با این شدت تضاد نباشه ولی داریم از این آدم ها که با وجود همه تفاوت ها باز هم با هم ازدواج می کنن! - به خاطر بازی بد شهاب حسینی؟ - نه بابا اونم میشد تحمل کرد. تازه خودش یکی از تضادها بود. - به خاطر اینکه فقط قسمت شیرین زندگی(قبل از ازدواج) رو نشون میده؟ - نه به اون خاطر هم نیست چون داستان طوری تموم نمیشه که آدم بخواد به بعد از ازدواج اون دو موجود فکر کنه. خب من نمیگم چرا این فیلم اذیتم میکنه مگر اینکه یکی بتونه حدس بزنه و اگر کسی درست حدس زد تایید میکنم. خوب و خوش باشید. سلام به همگی. حالو احوالتون خوبه؟ خسته و داغونید یا غیر از این دو حالت؟! خب خدا رو شکر که سالمید. بعد از استقبال شایانی که از کتاب و کتاب خوانی شد بریم سراغ یه نکته که نکته ی پایانی سال هم باشه! چند وقت پیش بود که یه چیزی اذیتم میکرد، فکر میکردم مشکل بزرگیه و من توانایی مقابله با اون رو ندارم! با خودم گفتم شاید خوب باشه این موضوع رو برای یکی از دوستام (که مشاور خوبیه) بنویسم و ازش راهنمایی بخوام. وقتی شروع کردم به نوشتنش اولش که اصلا نمی تونستم بنویسمش! بعد که نوشتم دیدم خیلی چرته همه رو پاک کردم و دوباره شروع کردم ولی همون ابتدا دیدم اصلا اگه این رو به عنوان مشکل بنویسم و براش بفرستم مسخره ام میکنه. خلاصه هرچی بالا پایین کردم دیدم این خیلی مسخره است که من به خاطر همچین مسئله ای وقتش رو بگیرم؛ و موضوع، بعد از نوشتن طوری برام کوچیک و حقیر شد که فکر کردم اصلا مشکلی ندارم. دقیقا هم همین طور بود! بعد از اون دیگه مشکل به اندازه ی قبل برام بزرگ نبود که خودم رو در مقابلش ناتوان ببینم. خواستم بگم گاهی مشکلات فقط توی ذهن ما بزرگ هستن و اگر ما اون رو برای کسی بگیم و یا بنویسیم می فهمیم که مسئله خیلی ساده است و اونقدری هم که در نظر ما بوده دردناک و هولناک و غمناک نیست. شما هم حتما امتحانش کنید. به جای اینکه تو نوشته هاتون بنویسید که مثلا "من بدبخت ترین آدم دنیا هستم" "من تنها ترینم" "برای هیچ کس اهمیتی ندارم" "هیچ کس نمیفهمه من چی میگم" "همه ی دنیا روی سرم خراب شد" "بدتر از این نمیشه" و...، خود مشکل رو بنویسید دقیقا همون چیزی که هست و دقیقا همون قسمتی که آزارتون میده. تضمین نمی کنم که همیشه جواب بده اما تایید میکنم که راه حل فوق العاده ایه. من تا پایان تعطیلات نوروز آپ نمی کنم بنابراین پیشاپیش سال نو رو به همتون تبریک میگم و دعا میکنم که سال خوب و پر برکت و خوش یمنی برای همگیمون باشه. یادمون نره موقع تحویل سال برای همدیگه دعا کنیم. همه تون رو به خدا می سپارم. پ.ن: یه تبریک جانانه میگم به دوست عزیزم آلفا که تو یکی از ماده های دو و میدانی منطقه ای مقام اول رو به دست آورده. مطمئنم این بشر آینده ی درخشانی تو ورزش داره. خدا حفظش کنه. پ.ن: بچه ها اگه "شام ایرانی" رو ندیدید حتما تو ایام عید ببینید. خداییش خیلی عالیه حداقل از سریال های تلویزیون خیلی بهتره. سلام چند وقت پیش یه پست داشتم که کتاب "جامعه شناسی خودمانی" رو معرفی کرده بودم و خواستم که شما هم کتاب معرفی کنید. من یه سری از کتاب هایی که معرفی شده بود رو خوندم و یه سری رو هم خریدم ولی هنوز نخوندمشون. کتاب "کیمیاگر" رو خوندم. راستش بازم خیلی خوشم نیومد هرچند از دوشیزه پریم بهتر بود و انصافا خوب نوشته بود ولی باز خیلی به دل من ننشست مخصوصا که از نشانه ها حرف میزد و من از نشانه ها متنفرم و هیچ وقت بهشون اعتماد ندارم! کتاب "خسی در میقات" واقعا خوب بود. واقعا دوستش داشتم و از خوندنش لذت بردم. (و دیدم که تنها "خسی" است و به "میقات" آمده است، نه "کسی" و به "میعاد"ی و دیدم که "وقت" ابدیت است، یعنی اقیانوس زمان. و "میقات" در هر لحظه ای. و هرجا. و تنها با خویش. چرا که "میعاد" جای دیدار توست با دیگری. اما "میقات" زمان همان دیدار است و تنها با "خویشتن") کتاب "مردی بالای صلیب" هم خوب و جالب بود ولی آخرش خیلی کلافه بودم برای اینکه تا نیمه های کتاب، "مزن تیوس" شخصیت اصلی داستان، داشت برای "تولیا" نامزدش نامه می نوشت ولی بعد از اون دیگه نه اسمی از تولیا برد و نه اشاره ای کرد انگار نه انگار که ما داریم نامه های مزن تیوس رو به تولیا می خونیم! و تا انتها هم هیچ خبری نشد که نشد!!! اما به هر حال ارزش یک بار خوندن رو داشت. "قلعه ی حیوانات" رو هم تازه شروع کردم به نظر کتاب جالبیه. خب من یه چندتایی از این کتاب ها رو خوندم؛ امیدوارم حداقل دو، سه نفر هم کتابی که من معرفی کردم رو خونده باشن!
جناب ناشناس من دقیقا چی رو باید توضیح بدم و کجا؟! اینو چند روز پیش شنیدم
"هستی صاحبی دارد که بودنش جبران همه ی نبودن هاست."
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||